سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
425
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
پدران و اجداد خود را تغيير داده و لباس سبز را انتخاب كرده ، زير بار نرفتند و خشمناك شدند و او را از خلافت كنار نهادند و با ابراهيم بن مهدى بيعت كردند . « 1 » ابراهيم هم فرزند برادرش ، اسحاق بن موسى بن مهدى را وليعهد خود ساخت و وعده داد كه به هر فرد در آغاز سال هجرى آينده ، ده دينار ببخشد . اما سپاه بر ابراهيم اعتراض كردند و مقررى شش ماه را از او خواستند ، ازاينرو ، ابراهيم به هر سپاهى دويست درهم نقد داد و آنان پذيرفتند كه بقيه حقوق خود را از غلات كشاورزى دريافت كنند . « 2 » صاحب فخرى در توصيف ابراهيم بن مهدى مىگويد : « او عالم ، شاعر ، فصيح ، اديب و رامشگرى ماهر بود . » « 3 » بيعتشكنى فتنه و ناآرامى ، سراسر دولت عباسى را فراگرفت . مأمون هنوز در مرو خراسان اقامت داشت و از بسيارى وقايع بىاطلاع بود . على الرضا عليه السّلام نزد وى آمد و از حال مردم و فتنهها و درگيرىهايى كه با كشته شدن برادرش ( امين ) آغاز شده بود ، آگاهش ساخت و فرمود كه فضل بن سهل اخبار را از او نهان مىدارد ، اما نزديكان من و بعضى از مردم چيزهايى نقل كردهاند مبنى بر اينكه تو گرفتار سحر و جنون شدهاى و آنان چون چنين ديدهاند ، با عمويت ابراهيم بن مهدى به خلافت بيعت كردهاند . « 4 » مأمون تنى چند از رجال دولت را خواست و حقيقت امر را جويا شد . ايشان نيز اخبار على الرضا عليه السّلام را تأييد كردند و او را از برخورد فضل بن سهل با هرثمة بن اعين كه مىخواست مأمون را پرهيز دهد ، آگاه ساختند . همچنين به كوتاهى خليفه در حق طاهر بن حسين كه خالصانه خدمت كرد و او را از شرّ برادرش نجات داد ، اشاره كردند ، سپس مأمون را نصيحت كردند كه به سوى بغداد حركت كند . « 5 » چون سخنان اين ناصحان به فضل رسيد ، دستور داد عدهاى از ايشان
--> ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 199 / ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 248 - 249 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 140 - 141 . ( 3 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 199 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 147 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 118 - 119 . ( 5 ) . آنان گفتند : « فضل ، قتل هرثمة بن اعين را نزد تو نيكو جلوه داد ، درحالىكه هرثمه نصيحتخواه تو -